آرمينآرمين، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

آرمین و کودکانه هاش

پتو

از حمام اومدم. به جاي حوله تني كه هميشه مي پوشم يه حوله استخري پيچيده بودم دورم. اومده نگاه ميكنه مي گه: چرا پتو پوشيدي؟! :)
17 مرداد 1390

شونگول!

يه عروسك تپل دزد دريايي رو آورده نشون مي ده مي گه مامان شونگولش كو؟ مي گم قامه كرده تو شلوارش! يه نگاهي بهش انداخت كه پس چرا معلوم نيست ولي قبول كرد. موقع خواب اومدم پوشكش كنم. نشونش مي ده مي گه اين شونگوله منه!!!!!!!!!!!!!!!! مثل اينكه تاپيكه امروزش شونگوله بچم!
17 مرداد 1390

چقده خوشگل شدي!

از حمام آومده و يه كم به خودم رسيده بودم. آرمين داشت بازي مي كرد. يه دفعه چشمش افتاد به من و گفت: چقده خوشگل شدي! اينقدر ذوق كردم و اينقدر قند تو دلم آب شد كه نگو. خيلي خوردني بود قيافه و لحنش. باباشم كه حسوديش گل كرده بود گفت: من چي؟ من خوشگل نشدم؟ يه نگاهي كرد و بعداز يكم مكث با يه لحن بانمكي گفت: خوشگل شدي. (يعني حالا خيلي غصه نخور!) :)
11 مرداد 1390

دو سال و نيمه شدي قند عسل!

آرمين عزيرم 26 ام اين ماه ميشه 30 ماهه! تقريبا همه چيز مي گه. غلط خيلي كم داره. اشباه هاي بامزش ايناست: لوبابل- منظور موبايل امينالز- منظور انيمالز يادت ميره! - منظور يادت مياد! به انگليسي هم علاقمنده و كاملا متوجه ميشه يه زبان ديگهاست. تلاش ها و زحمت هاي مامان كاملا نتيجه داده! مثلا ميگه fish يعني ماهي! جمله هم ميگه: What is o name? what color is this? دندوناش بالا و پايين كامل شده. البته آسيا دو تا بالا و دو تا پيين. فكر كنم بايد 4 تا 4 تا بشه. بيشترين عشقش بازي با امينالزه. امينالزو حمام مي بره ميشوره. جلو فن مي ذاره. تو فريزر ميچينه ميگه امينالز خنك بشه. سوار موتور و دوچرخه و ماشين مي كنه.       ...
11 مرداد 1390