اولین تلاش ها برای ایستادن
ده روزی می شه که آرمین سعی می کنه که بایسته. دستش رو از میز یا مبل یا هرجایی که کمک گرفته و واستاده ول می کنه و چند ثانیه ای با یک نگاه غرورآمیز از کاری که داره می کنه می ایسته و بعد می افته. طی این روزها مرتب زمانی که می تونه بایسته بیشتر میشته از یک ثانیه به ۴-۵ ثانیه رسیده. جالبترین قست اوج شادی که تو چشماشه وقتی می ایسته. می فهمه که کار جدیدیه و پیشرفت داشته. عاشقشم.
نویسنده :
مامان شیما
11:10


