آرمينآرمين، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

آرمین و کودکانه هاش

اولين سينما

شب عيد مبعث يعني يكشنبه شب بابا شهروز بليط سينما فيلم"خوابم مي آد" رو گرفته بود. آرمين خيلي كوچيك بود يكي دو بار سينما برده بوديمش اما بيشتر خواب بود. اين اولين باري بود كه بيدار بود و مثل آدم بزرگا فيلم رو نگاه مي كرد. نگران بودم كه نشينه براي همين  ipad رو براش برده بودم كه اگه بهانه گيري كرد سرگرمش كنم. اما گل پسرم از اول تا آخر فيلم رو قشنگ نگاه كرد. فقط متوجه نمي شد كه بايد يواش حرف بزنه. هرچي مي خواست بگه بلند مي گفت. يه صحنه فيلم رضا عطاران توي يه رستوران مي شينه اب ميوه سفارش مي ده. تا اين صحنه اومد ارمين يه دفعه كلي ذوق زد شد و داد زد " اه رستونار"!!!!!!!! كلي خنديديم.
31 خرداد 1391

من دو تا نیستم!

ديشب براي اينكه خيلي با IPAD بازي نكنه چون خودم هم دستم گير دلمه درست كردن بود بهش گفتم برو اتاقت با موتور دوچرخه اينا بازي كن. برگشت گفت: آرمين دو تا نيست! آرمين يه دونه است! دوچرخه بازي كنم!  
1 خرداد 1391