مامان مریم منو دوست داره!
مدتی هست که می خوام به ارمین کمک کنم یاد بگیره موقع غذا خوردن یه جا بشینه و هی دور خونه نچرخه. کار سختیه چون همش می خواد بازی کنه. چند روز پیش سر این موضوع دعواش کردم. ظرف غذا رو بردم آشپزخونه و گفتم دیگه از غذا خبری نیست. سعی کردم خیلی جدی باشم و به گریه و اداهاش توجهی نکنم. البته گریه ای هم نکرد ولی همونطور که با حالت ناراحتی داشت به شیطنتش ادامه می داد و لای کوسن های مبل غلط می زد با یه حالت فلسفی گفت: مامان مریم منو دوست داره! یعنی اگه تو دعوا می کنی و منو دوست نداری اما اون منو دوست داره؟! یا این که فقط مامان مریم منو دوست داره؟! نمی دونم منظورش چی بود هر چی بود خیلی احساساتی شدم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان مریم منو دوست داره!
