بدون عنوان
در جريان تشويقش براي نشستن روي Potty chair كاراي زيادي براي جالب كردن ماجرا انجام مي ديم. مثلا ژريشب كه آرمين نشسته بود رو صندليش و اندك كاري توش انجام داده بود. امير كلي تشويقش كرد و بعد گفت برم آفتابه بيارم بشوريمش! من گفتم چي مي گي بهش نمي فهمه كه آفتابه چيه! بعد آرمين پرسيد: آفتابه شيلنگه؟
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
